حسن حسن زاده آملى
146
نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)
تو را بر اين حالت استوار و پايدار بدارد كه تكيه بر تقوى و دانش در طريقت كافرى است راه رو گر صد هنر دارد تو كل بايدش و مراد از عهد معهود اين است كه خود را به حق تفويض كنى و تسليم امرش باشى و از منهياتش اجتناب كنى كه معاهده بين دو كس مانع از وصول ضرر يكى از آن دو به ديگرى است ، و در اينجا نيز تصديق و اعتراف بنده به آنچه كه حق تعالى و سفرايش فرموده اند اين چنين است كه عبد را از عذاب اليم حرمان حفظ مىكند و وى را به نعمت جنة اللقاء مى كشاند . پس خويشتن را به دو بسپارد و به ملكوت وى در آى تا بنگرى . از دم صبح ازل تا آخر شام ابد دوستى و مهر بر يك عهد و يك ميثاق بود و اين معاهده كه حلقه ى بندگى در گوش كردن است ، بجايى رساندت كه فرد و مجرد از همه قيود در نزد وى سبحانه باشى ، و تمام ما تملك هستى خود را از آن او يا بى ، و ببينى كه ليس فى الدار غيره ديار ، و بنگرى كه عبدى و عبد از خود چيزى ندارد . جمله : الى أن تأتيه فردا ، اشارت به قول خداوند متعال در آخر سوره مريم است : ان كل من فى السموات والارض الا آتى الرحمن عبدا لقد أحصيهم و عدهم عدا و كلهم آتيه يوم القيمة فردا . تبصره : آن كه خواجه طوسى گفت « : و در اين حال كه عارف را اتصال به عالم قدس دست داد اى بسا كه از اين عالم ذاهل شود . . . . و از وى اخلال به تكاليف شرعى سر زند » اى بسا را از اين روى گفته است كه اين ذهول و غفلت و اخلال ، براى يك عارف در همه حال نبود . علاوه اين كه عارف كامل صاحب روح قدسى را حضرتى از